یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
جمعه - ۱۶ تیر ۱۳۹۶


برترین ها – ایمان عبدلی:

 

منتقدان خندوانه یا (نگرانی هفته)

شکل
اجراهای شرکت کنندگان مسابقه «خندانده شو» موجی از انتقادها را نسبت به
برنامه رامبد جوان برانگیخته. رسانه ها از راست و چپ نسبت به مضمون اجراها
انتقاداتی داشتند. شوخی های مثل «مکانی» و از این قیبل را قبیح تلقی کردند.
البته تا اندازه ای هم حق دارند، نوع و مضمون اجراها خرق عادتی در رفتار
صدا و سیما بود و خب حتما برای اقشاری از جامعه نگرانی ایجاد می کند که چرا
تلویزیون رسمی به چنین شوخی هایی رسمیت می دهد، اما آیا این نقدها و حمله
ها همه از سر دلسوزی و دل نگرانی است؟ گمان نمی کنم!

اول
این که «نقد» انصاف می خواهد. آیا این فضا منصفانه است؟ این همه منتقد و
دلسوز این یک هفته گذشته نمی دانند در تلویزیونی که اصولا برنامه سازی در
آن از اندیشه و تفکر خالی شده و تعاریف محدودی دارد کار دشواری است. آیا
این ها بیشتر شبیه غرولند نیست؟ آن هایی که این چنین به برنامه یا مثل
«خنداننده شو» می تازند بفرمایند برای برنامه های این چنینی چه امکان هایی
در دست رامبد است؟ موسیقی؟ ساز را که نباید نشان داد! سلبریتی های سینمایی؟
حرفش را هم نزنید، یکی روزگاری موضع سیاسی نامطلوب داشته، آن یکی پوشش
مناسب ندارد! برای رونق دادن به جنگ های شبانه چه راهکارهای دیگری است؟
اصلا با این همه محدودیت مگر تمهیدی هم می ماند؟ یکی مثل رامبد جوان برای
برنامه سازی چه کارهای می تواند بکند؟ مگر نمی دانیم که یک عروسک هم صاحب
پیدا می کند. جوان و امثال او چقدر و تا کی از محدودیت خلاقیت بسازند؟ این
دیکته ای که با دقت و وسواس غلط هایش را می شمارید را یک بار خودتان
بنویسید لطفا! صداقت این حجم از انتقاد و بعضا تخریب قابل باور نیست، چون
به امکانات برنامه سازی توجه نمی کند. نقد باید منصفانه باشد که در این
مورد نبوده و نیست.

 

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و حواشی عاشقانه 

دوم این که گفتند ابتذال
دارد ، باور کنیم که نگران ابتذال شده اید؟ «اکسیدان» که همین روزها در
سینماها اکران می شود را تماشا کنید (گشت هم بود البته چند وقت قبل تر) چرا
برای آن ها نگران نشده اید کاراکتر امیر جعفری در اکسیدان سراپا ابتذال  و
چندش است! دوربین را روی هر زنی که می گیرد، دیالوگ های می گوید که… داف
میانسال را پلنگ خطاب می کند. با کدام توجیه چنین چندشی در سینما قابل
تحمل است و خنداننده شو قابل تحمل نیست؟ نکند آدم ها تاریخ مصرف دارند؟
نکند قرار است «خندوانه» نباشد و خب این آخری های رامبد، چه بهتر که با
هجمه همراه شود. تا چه زمانی تلویزیون ستاره هایش را مصرف می کند و دور می
اندازد؟ این همان برنامه ای نیست که سر عطاران در آوردید و سر «بزنگاه»
چنان آش  را شور کردید که دیگر رنگ عطاران را هم ندیدیم؟ حالا از همان
عطاران کلی سریال آرشیوی دارید که «آی فیلم» را با همان ها زنده نگه داشته
اید. این هایی که در این یک هفته خوانده ایم و شنیده ایم قابل باور نیست.
یک بام و دو هوایی در آن مشهود است. فلان تهیه کننده مقرب می تواند،
خنداننده نمی تواند. (مساله تفاوت مدیوم ها و همه گیری تلویزیون نمی تواند
توجیه چنین شکافی در تصمیم گیری و نقد باشد)

وسوم
این که مساله «شوخی جنسی» که  در همه جای دنیا رایج است. همه موافقیم که
در رسانه ملی خیلی جایی برای این قسم شوخی ها نیست اما اشاراتی هر از چند
گاهی آیا تلویزیون را خودی تر نمی کند، این حجم از بی تفاوتی به جریان شوخی
های رایج زیر پوست اجتماع آیا خود زنی نیست؟ چه اشکالی دارد تلویزیون
صمیمی تر باشد و گوشه خانه خاک نخورد؟ چپ و راست کانال های تلگرامی در
دستان نوجوانان و جوانان است که دم به دقیقه شوخی جنسی تولید می کنند. حتما
خوانده اید و حتما هم خندیده اید، آن ها را هم که ندیده باشید، این تئاتر
های کمدی را که دیده اید. اصلا نان شوخی جنسی را می خورند، چه چیزی را
انکار می کنید؟ گاه مرز انکار تا ذات و وجود می رود، زیاده روی که اصلا
جایز نیست، اما اشاره واجب است. تلویزیون این گونه مال خود می شود. آن تایم
از پنجشنبه شب کاسبی تلویزیون های ماهواره ای کساد بوده، این ارزش کمی
است؟ گاه مضمون را در یک داستان و روایت به خورد مخاطب می دهیم مثل سریال
های «جم» که البته بی نهایت در ذهن مخاطب رسوخ می کند، اما گاه با چند شوخی
کلامی خنده می سازیم که نشستی آن چنانی ندارد، دفع ضرر حداکثر سود است.
این های که شنیده ایم و خوانده ایم نقد نیست چون حسابگرانه هم نیست.

پی
نوشت: چند وقت دیگر که «خندوانه» هم در بساط تلویزیون نیست باید با
زیرنویس های آی فیلم مدارا کنیم. نظر سنجی می گذارند با کدام کاراکتر فلان
سریال ده سال قبل تر ارتباط بیشتری برقرار کرده اید، درواقع رسما ما را
سوار ماشین زمان می کنند!

 

 

محمد جواد ظریف یا (تخریب هفته)

موقعیت محمد جواد ظریف از جهاتی شبیه به موقعیت علی امینی نخست وزیر دوران محمدرضا شاه است، امینی کمتر از یک سال نخست وزیر ماند و در نهایت خیلی موفق نبود. او در دوره ای به صدارت رسید که شان نخست وزیری نزول کرده بود. امینی در نهایت به «سلطنت مشروطه» نرسید اما اعتبار نخست وزیری را برگرداند. نیت از این شبیه سازی را در سطرهای بعد بهتر متوجه می شویم.

ظریف هم مثل امینی بر مسندی نشسته که تقریبا شان خودش را از دست داده بود و دچار سرگیجه بود، آن زمان که «متکی» در آفریقا بود و آمده و نیامده برکنارش کردند، شان و جایگاه وزیر امور خارجه سقوط کرد. این ورای ماجراهایی چون جیبوتی و سیاست های محدود به ونزوئلا بود. جهان تک بعدی دولت گذشته اگر که ادعا کنیم بیشترین آسیب را به وزارت امور خارجه زد، بیراه نیست. روحانی ظاهرا این جهان تک بعدی را دریافته بود در چینش کابینه اول حداقل دو انتخاب درست داشت؛ زنگنه در نفت  و ظریف در وزارت خارجه. در هر دو وزارتخانه نیاز به افرادی با تجربه داشتیم که ساز و کار نظام بین الملل را بشناسند و به قولی آن صندلی ها را احیا کنند. ظریفی که گمان می کنم از سال ۱۳۶۷ در مقر سازمان ملل فعالیت داشته، آدم کاربلدی بود که می توانست این وزارت خانه را احیا کند و انصافا همین کار را هم کرد. با همه این ها پس چرا ظریف به مانند اسلاف خودش نظیر امینی تکفیر می شوند؟ چرا موج تخریب ها علیه چنین افرادی تمامی ندارد؟

 

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و حواشی عاشقانه 

 داستان از این قرار است که گماردن افراد قدرتمند در حوزه های گوناگون مسئولیت با درصدی از تفویض اختیار همراه است، به عبارتی در سیاست یا باید گمارده هایی را در جاهایی بنشانید، خوبی اش این است که آن ها «گمارده» ی قدرت هستند و پا را فراتر از حیطه تعریف شده نمی گذارند، بدی کار این است که خب افرادی که چنین موقعیتی را قبول می کنند که در ذات آدم های بزرگ و تعیین کننده ای نیستند. از آن طرف اگر آدم های مثل ظریف را بر کار بگمارند خب با فردی احتمالا مستقل و قدرتمند مواجهند که وزن آن جایگاه را بالا می برد و اما خب کمتر توصیه پذیر است. مشکل ظریف و تخریب کنندگان از همین نقطه آغاز می شود؛ آن ها این ظرف را به شکل خودشان می خواهند. فرد قدرتمند وقتی در چنین جایگاهی قرار می گیرد مطمئنا برخی از خواسته ها را محدود می کند. برخی ها کشورداری را میراث شخصی می بیند پس ایجاد محدودیت در درآمد زایی اصلا به مذاقشان خوش نمی آید، آن ارجاعی که در اول متن به علی امینی دادیم را به این میل تمامیت خواهی اضافه کنید تا شاید موقعیت امروز ظریف را بهتر درک کنید.

مخلص کلام این که همواره آدم های مشابه تاریخ مشق هایشان را از روی دست هم می نویسند، تکلیف ما مردم عادی، خوانش این مشق هاست، تا با منطق و قیاس بهتر متوجه بشویم چرا عده ای ناشیانه یک ویدئو را تدوین می کنند که مثلا نشانمان دهند شان نام ایران در آن سوی آب ها رعایت نشده! تاریخ با ما می گوید این چنین تخریب کننده هایی نگران نام و منزلت «ایران» نیستند.

 

 

مردم اسلامشهر یا (توهین هفته)

بخش های از قسمت جدید سریال «عاشقانه» حاوی دیالوگ هایی است که اهالی اسلامشهر را دلخور کرده. عاشقانه سریالی است که ضریب نفوذ بالایی داشته و مخاطبان قابل توجهی دارد. داستان ساده و سر راست و فضای شیک سریال از جاذبه های سریال «عاشقانه» است از همین جهت هم دیالوگ های این سریال هم تا این حد خبر ساز می شود.

 این بار اما بحث توهین به مردم اسلامشهر ریشه در مباحث قومیتی ندارد. حرف، حرف بحران هویتی یک جمعیت مهاجر است. شهرک های اقماری و شهرهای اطراف کلانشهر تهران به شدت از مساله بحران هویت رنج می برند. جمعیت ناچاری که به قصد گذران زندگی از دور و نزدیک گرد هم آمده اند و بدون هیچ پیش زمینه ای صرفا با هم همنشین شده اند و در واقع انبار باروت تضاد و تناقض هستند. آن ها هوا و غذا برایشان بس است و اصلا وقت و انرژی و توانی برای مسائل روانی ندارند، در چنین موقعیتی وقتی بستر جامعه ایرانی گرفتار بی هویتی است، وضعیت از بد هم بدتر می شود .

 

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و حواشی عاشقانه 

 مساله این جاست که معضل بحران هویت همچنان در همین دو واژه مانده و شکافته نشده. هر انسانی برای گذران زندگی علاوه بر غذا و اکسیژن نیاز به حس تعلق خاطر دارد. در جامعه متکثر امروزی احساس داشتن یک پشتوانه از خیلی واجب ها واجب تر است. همین امروز جامعه ایرانی را ببینید این میل وافر به گردنبند های زرتشت و فروهر، نشان از خواست عده ای است که می خواهند به جایی به دسته ای و به مکتبی وصل باشند. گروهی با چنینی چیزهایی، گروه دیگر با علائم و نشانه های مذهبی و گروهی با شمایل پوچ و درهم و عده ای اغتشاش تیپیکال و خلاصه هر دسته ای به نوعی با ظاهر سازی برای خودش احساس هویت ایجاد می کند. با رصد صفحات مجازی این میل رها و ولنگار ایرانی را بهتر درک می کنیم، همین سلفی گرفتن هم حتی یک المان هویت بخش است. فرم هایی که در زبان بدن ایجاد می شود، مثل: پاهای خم، صورت های مایل و خنده های دفرمه همه ی این ها فرد را به دسته ای وصل می کند، این لایه های پنهان تر است و آشکارترها هم که مشخص است مثل دسته ی شرکت کنندگان در فلان و بهمان کمپین های مجازی.

مقصود این که این دو واژه ی همیشه مبهم مانده (بحران هویت) بدجور دارد سر به سر نسل های جدید ایرانی می گذارد. وقتی این ها در یک اقلیم و منطقه بی شکل سرازیر می شود بی پشتوانگی هویتی تبدیل به معضل می شود. وضعیت حداقلی زندگی بعد نظارتی نهادهای رسمی و نهاد خانواده را کم می کند، وقتی کنترل کننده ها درگیر معیشت می شود، بحران هویت خودش را به شکل بزه نشان می دهد. بزهکاری که گسترش پیدا می کند خودش یک عامل هویت بخش می شود. یعنی این که قمه گرفتن و پرخاشگری احساس تعلق می دهد. این ها همه را درگیر کرده اما در حاشیه ها بیشتر خودنمایی می کند. حالا انکار کنیم با نه این واقعیتی است که وجود دارد. پرداخت چند خطی در یک سریال اتفاقا می تواند توجهات را به بخش های از شهر که دیده نمی شود، کمک کند. اینجا دیگر بحث این قومیت و آن قومیت نیست و اصلا بحث بالکل متفاوت است، آن چه که در عاشقانه گذشته در نهایت به نفع اسلامشهری هاست چون به گواه فضای رسانه ای همین روزها دیده شده اند.

 


عباس کیارستمی یا (هنوز هم داغ هفته)

«دلنوشته ای برای سالگرد کیارستمی»

یک سال گذشت از جست و جو درباره نبودنت. از تو، تویی که راه خودت را می رفتی، گاهی دلخور شدیم و با خود گفتیم چرا تویی که اعتبار بین الملی داری، از این اعتبار به نفع اهداف سیاسی استفاده نمی کنی، ما نفهمیدیم که هنر راه خودش را می رود، اما تو همیشه راه خودت را رفتی و این راه تو چه چیزها که یادمان نداد.

یاد گرفتیم می شود شکل اول و شکل دوم به قضایا نگاه کرد، این که هر چیزی را تک بعدی نگاه نکنیم، یاد بگیریم جای دیگری باشیم بعد قضاوت کنیم، تو راه خودت را می رفتی و ما منتظر بیانیه بودیم، بس که سیاست زده و شعار زده شدیم، شما زنده ای این ما بودیم که مردیم، ما همه چیز را دیوار نوشته دیدم، اما شما زنده ای…

 

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی 

شما هنوز ادامه داری وقتی به جای بیانیه های زودگذر فمینیستی «شیرین» را تصویر کردی، آخ! که چه هوشمندانه و با ظرافت این همه صورت بی صدا از زنان سرزمینت جلوی دوربین کاشتی، ما را در بعد زمان و مکان بازی دادی، بعدش با خودم گفتم این چه فرمی بود؟ این ها چگونه از یک صدا الهام گرفتند؟ چرا شیرین؟ چرا همگی زن؟ چیزهایی فهمیدیم خیلی هایش را هم نفهمیدم، مثل آن بادی که ما را با خود برد، اما نگاهی فلسفی به جانمان انداخت، من که از نشانه های سینمایی چیزی نمی دانستم، تا قبل آن «در» را فقط «در» می دیدم و باد را جریان تند هوا،  اما بعدتر یعنی دقیقا بعد مشاهده ی شما، فهمیدم می شود در را دریچه دید و باد  را منشا تحول …

از سینمایت گفتم و حیف است از آن بازیگوشی های مینی مالت با آثار شعر کلاسیک نگویم که تا قبل از تو قاب شده بود و گوشه ی طاقچه خاک می خورد؛ تو یادمان دادی از ظرف آثار کلاسیک می شود اندازه ی یک مصرع(لقمه ای) برداشت و با شعر سعدی و حافظ در مترو و اتوبان زندگی کرد، خیلی چیزها را من از تو فهمیدم.

 

 

مهدی طارمی یا (جدایی هفته)

 

مهدی طارمی فصل دوم از سریالی که سال پیش در آن نقش ایفا کرد را این روزها اجرا میکند او گناهی ندارد، گناه از ما هواداران تیفوسی فوتبال است که قامت فوتبالیست ها را با لحظه های درخشش آن ها در زمین فوتبال می سنجیم و گمان می کنیم «مهدی طارمی» جوان ترکه ای و ناشناخته دو سال پیش همان اندازه بزرگ است که گل هایش و لحظات هیجان انگیزش در قلب ما جا باز کرده! غافل از این که خارج از زمین فوتبال و وقتی حرف توپ و چمن و کفش استوک دار نباشد، او یکی از ما خیلی معمولی هاست. برای همین شاید نباید توقع داشته باشیم او بتواند این همه حس عاشقانه هواداران رنگی را درک کند که چگونه با بود و نبودش تصاویر ذهنی شان دستخوش تغییر می شود. او نمی تواند درک کند چون علم این درک را ندارد و اصلا فرصتی برای دریافت حس و حال یک جمع را نداشته و صرفا به یک موقعیتی پرتاب شده. شاید طارمی تصمیماتش را با لحاظ کردن مسائل پیرامونی اش لحاظ می کند و ما او را در دنیای وسیع تری می خواهیم. نزدیک تر که شویم متوجه خواهیم شد اختلاف با لیدرها و مساله جایگاه نامطمئن در ترکیب تیم با آمدن منشا  برای دنیای ذهنی طارمی مهم تر از حس میلیونی هوادران است و این از باید های فرهنگ هواداری است که فوتبالیست ها را اندازه ی دنیای ذهنی که دارند بپذیریم. 

 

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی 



لینک منبع

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی ...

چهره های خبرساز هفته ؛تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و حواشی عاشقانه

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمیwww.javaneirani.com/مشاهیر/اخبار-چهره-ها/766517...یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی - برترین ها - ایمان عبدلی: منتقدان ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی ...https://www.techfa.biz/یک-هفته-و-چند-چهره...برترین ها – ایمان عبدلی: منتقدان خندوانه یا (نگرانی هفته) شکل اجراهای شرکت کنندگان مسابقه ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی94.182.146.175/fa/news/561163/...شکل اجراهای شرکت کنندگان مسابقه «خندانده شو» موجی از انتقادها را نسبت به برنامه رامبد جوان ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمیeconews.com/fa/content/710668اقتصاد ایران: شکل اجراهای شرکت کنندگان مسابقه «خندانده شو» موجی از انتقادها را نسبت به ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمیwww.news-bazar.com/news/628579/...یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمیfungah.ir/news/704831برترین ها - ایمان عبدلی: منتقدان خندوانه یا (نگرانی هفته) شکل \n اجراهای ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمیwww.bartarinha.ir/fa/news/561163/یک-هفته-و-چند-چهره...اول این که «نقد» انصاف می خواهد. آیا این فضا منصفانه است؟ این همه منتقد و دلسوز این یک هفته ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی ...titryab.com/data/bartarinha-ir/621325/...مطلب با عنوان یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی طارمی از وبسایتهای مرجع ...

چهره های خبرساز هفته ؛تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی ...https://vom.ir/sarasari/posts/74098چهره های خبرساز هفته ... تخریب ظریف، نقد خندوانه و جدایی ... و دلسوز این یک هفته گذشته نمی ...

یک هفته و چند چهره؛ تخریب ظریف، نقد خندوانه و حواشی عاشقانهfungah.ir/news/704786برترین ها - ایمان عبدلی: منتقدان خندوانه یا (نگرانی هفته) شکل \n اجراهای ...


نوشته شده توسط:admin - 2191 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 6
برچسب ها:
دیدگاه ها